خرید بک لینک
ای تف به هرچه دل
ادم بهتر فقط چشم و دهن باشد!
چجوری شروع کنم نوشتن برای تورو؟تا دلم نگیره سراغ اینجا نمی یام...کاش به جای اینکه برات بنویسم به خودت میگفتم کاش میتونستم به خودت بگم این روزا چقد دلگیرم.یادته دلم که میگرفت چیکار میکردی؟زمینو زمانو به میدوختی که حالم خوب شه.و چقد زود حالم عوض میشد...حتی وسط گریه هام میخندوندی منو...حرفات...خنده هات...توجهات...نگاهات...یه جوری نگام میکردی انگار اخرین باره منو میبینی..اخه من دیگه اون حسو از کجا پیداش کنم؟؟حتما یادته من چجوری بودم هر لحظه قلبم با بودنت میریخت بعد از اون همه سال هنوزم عادی نشده بود صدات..دستات..لمست...هنوزم وقتی میخندی دلم از شادی میلرزه...
یادته حرف که میزدم صدام میلرزید؟چقد زود میتونستی خوشحالم کنی.میتونستی خیلی راحت خوردم کنی و همون لحظه دوباره منو بسازی..به من میگفتی خدای احساس..اعجوبه ی ارامش ...حالا یه چیزی بگم بهت؟؟..میدونی با شادیت چیکار کردن؟دیگه دلم نمیریزه!دیگه حس ندارم!قلبم نمیکوبه!نمیدونم چم شده...هنوزم میخندم هنوزم گریه میکنم ولی...تلخ شدم!مث مزه دهنت بعد سیگار!
منو دست این ادم سپردی رفتی؟دلت اومد؟میدونی چیکار کرد باهام؟دلمو شکوند!نه یه بار..صد بار!خنده هامو ازم گرفته...خنده های الکی و از ته دلم یادته؟؟دیگه بی حس شدم..سِر شدم! با هیچی دلم نمیریزه دلم نمیلرزه حالم بد نمیشه قلبم نمیکوبه!انگار مُردم..
یادته اداهامو؟؟خنده های الکیم..انرژیم..دیوونگیم؟؟سرحال بودم زنده بودم!گریه میکردم ولی وسطش میخندیدم انگار غمی ندارم..خوش بودم الان انگار بزرگ شدم...
اون اینکارو باهام کرد..انقد تو ذوقم زد از بس پایه دیوونگی هام نبود..از بس دوسم نداشت..بهم حرفای خوب نزد..همش حالمو گرفت وقتی خندیدم حالمو گرفت وقتی بهش ابراز محبت کردم تردم کرد وقتی اشک ریختم بغض کردم توجه نکرد..به دردام توجه نکرد..ببین چی شدم ببین..دلم فقط تورو میخواد عشقتو که بدون قید و شرط بود بی اندازه بود بی حد بود بی مرز بود..هرچی میخواستم صد برابر بهم میدادی...عشق...توجه.گریه میکنم نمیبینه..درد میکشم نمیبینه...دلم میگیره نمیبینه...دلم تنگه نمیبینه..منو کُشت!میفهمی؟منو دست این ادم سپردی رفتی؟اون سر دنیا با خیال راحت میخوابیو من اینجا بیخوابم!از خودم حتی متنفرم کرد از زندگیم خستم کرد کاری کرد عین یه ربات بشم عین یه مرده متحرک بعد جدیدا اومده به میگه تو ازم سرد شدی تو منو نمیخوای.!!من چجوری بهش بگم منو دوس داشته باش که فکر نکنه بازیه شوخیه اداست؟؟خنده هام از ته دل نیس.شوخی هام مزخرفه به شوخیام خندمم نمی یاد!هیجان ندارم حس خوب ندارم همه چیز برام عادیه حتی غیر عادی ترین چیزا!من نمیخوام اینجوری باشم ممد من کسیم که برای اروم شدنم دلم میخواد اهنگ گوش کنم زیر بارون برم.برای اروم شدن میخوام نماز بخونم نه اینکه تو سکوت سیگار بکشم..این کار من نیست این من نیستم!نمیفهمم دارم چیکار میکنم نمیدونم...عوض شدم و این عوض شدنو نمیخوام..میتونی بشنوی؟مینویسم برات بخون تورو خدا...اون سر دنیا رفتی حتی یه بار فکر نمیکنی بهم؟فکر میکنی خوشم؟هیشکی مث تو نیس که از چشام بخونه احساسمو اینجا یه هفته بارون بارید یه هفته بغض کردم نیم ساعت بریم بیرون زیر بارون..نبُرد!چون خسته بود و من محکوم شدم به بی درک بودن که نمیفهمم...
زورم به هیچی نمیرسه به جز خودم شدم عین تو!ریه هامو نابود کردم فقط فکر و دود..زود برگرد!

برچسب: نویسنده: نیما نظری تاريخ: جمعه 27 ارديبهشت 1398 ساعت: 10:42

صفحه بندی